الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

16

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

« خداى مىميراند نفوس را هنگام مرگ و انقضاى اجل‌شان . » جز اين آيات در قرآن مجيد و تنزيل حميد ، بسيار است . در بداهت نظر ، نه جاى شبهه و انكار و اگر نه اين مراتب صلاح و رواتب فايده و نجاح را براى بندگان ضعيف كه از خير شامل خود غافلند و در حيرت و غفلت‌شان ذاهل ، اراده داشتى ، چه كارى داشت كه آنها را به وجود و حيات رساند و به فوات و ممات كشاند ؟ اينك كه او را ارحم الرّاحمين شناختى و اجود الاجودين دانستى ، هر گاه تو را نفس خبيث ، جز اين وسوسه و حديث كند آن را شرك خفى دان و اگر يقينى دريافتى و نفست رام و انديشهء خاطرت آرام نشد ، آن را حمق جلى خوان . و بدرستى كه اين حالت ناشى و متمشّى از غفلت تو از حكمت و حسن قضاء الهى است كه در بارهء بندگانش نامتناهى است ، و بسا كه بنده‌اى ابتهال و زارى مىكند و حضرت بارى را جلّ و علا به مسألت و دعا مىخواند و اسعاف حاجت را رحم و رحمت از او مىخواهد ، و دعاى او را اجابت نمىفرمايد ، و مىفرمايد : « اى ملائكهء من ! چگونه بر او رحم كنم در چيزى كه بر او رحم نموده‌ام » پس تدبّر كن - خدايت رحمت كناد - در اين كلمات الهيه كه تو را بس است و به شاخ اميدت دسترس . دويّم : هر گاه چشم حق بين بر احوال انبيا و رسل و هاديان سبل ، بازگشايى و آنچه را از امور دنيا و آخرت براى تو آورده‌اند ، تصديق نمايى و سرمايهء سعادت جاويد بدست كنى و بدانى كه آنچه آورده‌اند از جانب خداى است عزّ و جل ، و اقوالشان مصون از خطا و زلل ، و بشنوى آنچه را وعده داده‌اند از مثوبات و مواهب بر هر نوع از انواع مكاره و مصائب ، همچنان كه زود است در اين رساله بنگرى و بشنوى وقوعش بر تو آسان خواهد شد و از هيچ نازله هراسان نخواهى گرديد ، و خواهى يافت كه بر آن كراهت و ناگوارى مر تو را غايت فايده و نهايت صلاح و عايده‌اى است و بدرستى كه مهيا كرده‌اى براى خود گنجى از گنجهاى نهاده ، بل حرز و پناهى آماده و سپرى از عذاب اليم و عقاب عظيم كه بشرى طاقت نياورد ، و احدى مقاومت نتواند ، با آنكه دوست و فرزندت كه هالكند ، با تو در اين ثواب و سعادت مشاركند . پس البته هر دو رستگاريد و بىتابىات در مصيبت او نااستوار . ممثّل كن براى خودت كه تو را امرى هولناك فرا گرفت يا شيرى چالاك يا اژدهايى بيباك با تو دچار شد يا آتشى افروخته بر تو دايره بست و نايره كشيد و خود در